مدح و مناجات با حضرت زینب سلام الله علیها
وقـتی طلوع می کـنی از شانۀ علی روشن شدست با نفـست خـانۀ علی با آیههای روشن هر سجدهات شدی زهـراتـرین سـتـارۀ کـاشانۀ عـلـی نان جو و کمی نمک و بوسهای ز تو این بود قـوت غـالب روزانۀ عـلـی زینب شدی که زینت دوش پدر شوی زینب شدی و ساقـی میخـانۀ عـلـی مریم ترین قـوم پیـمبر، رسول صبر بانوی عشق، حضرت جـانانۀ عـلی دستم بگـیر تا که بیـفـتـم به پـای تو بـانـو تـمـام ایـل و تـبـارم فـدای تو بانو بخـنـد تا که خـدا مرحـمت کند رحمی به این گدای پُر از ماتمت کند ای راز اسـتجـابـت آمیـن عـرشیـان باید خـدا شـفـیـعـۀ دو عـالـمت کـند با آنهمه حـیا و وقـار و سخا، تو را یک نسخۀ زنـانه ز شاه غـمت کـند ای نـسخـۀ زنـانـۀ اربـاب مـا، خـدا ما را فدای چشم تر و پُـر نمت کند نام تو راز رویش گل های نرگس است جاری شدی که حضرت حق زمزمت کند جـاری تـریـن تـرنّـم بــارانـی دعــا دست گـدایـی من و این دامن شـمـا وقتی که جذبۀ جنمت شعله میکشد شهری به زیر هر قدمت شعله میکشد شهری که با تپش تپش خطبههای تو با هرخروش بیش و کمت شعله میکشد ای دختر علی، تویی اینگونه خطبه خوان یا مرتضی میان دمت شعله میکشد عاشق شدیم وشاهدمان این دل کباب عمریست دل زداغ غمت شعله میکشد بانوی جود،ای پدر و مادرت کریم هـمواره کورۀ کرمت شعله میکشد صاحب کرم تصدق علینا که نوکریم گریان روضههای تو و داغ معجریم |